اجازه دهید بحث در مورد 3 خرداد، 2010

روسری من


دعا به ریتم زندگی

روسری من

صبح زیر و رو کردن زیر شلواری از کمد من.
در میان هزار چیز بی فایده من روسری من، فقیر ژنده پوش پژمرده شده است.
من کاملا فراموش کرده بود و سمت چپ خیلی خیلی تنهایی.
من با خوشحالی می پذیریم بلافاصله می بسته اند کشو و من فرار کردم.
در عوض من ذهن من است.

روسری من، راه راه آبی و قرمز،
آشفته روز؛
مانع زندگی من؛
شش تا همه چیز سوال دوباره.

[ادامه مطلب]

VN: F [1.9.17_1161]
رتبه دهی: 9.0 / 10 (2 رای)
VN: F [1.9.17_1161]
امتیاز: 0 (از 0 رأی)
سهم