هدف این است که

سفر است که نه تنها حج، بلکه یک مسیر واقعی کشف دوباره زندگی. تجربه بیست و پنج در جاده رومی به سانتیاگو . من که اگر خوانده بود و CAMINO تماس سانتیاگو د باید پاسخ داده شود بلافاصله. عبارت چیزی عمومی بود ...
خواندم که اگر تماس های سانتیاگو باید پاسخ داده شود بلافاصله. عبارت چیزی عمومی بود، به طوری شده بود وجود دارد توجه به روز در هنگام صحبت با یکی از دوستان من "احساس" که قبل از شما هر گونه سوال بپرسم من تا به حال انجام کوله پشتی و رفتن. در فرودگاه چک در وزن کوله پشتی ما بیش از هر کدام 10 کیلوگرم و توسط حماسه تاول و ناتوان کننده التهاب تاندون مرکب، اما هیچ کدام از این، به نظر می رسید کوچکترین دندانه در شور و شوق به راه رفتن کشش آخرین پست راه فرانسه. ما تا به حال هیچ ایده چه چیزی ما را منتظر، ما فقط می دانستند که منطقه ای زیبا از به گالیسیا عبور در یازده روز پیروزی 200 کیلومتر است که ما را از هم جدا مقصد : سانتیاگو د کامپوستلا . ما خاصی بودند که آن را یک تجربه فوق العاده بود، اما قطعا تصور کنم که من راه رفتن برای کشف هدف واقعی است.
هر زائر می رسد در سانتیاگو، دیر یا زود، هر کدام با آن گام، پوند بر روی شانه های خود، پرسش خود را. روز و نه مایل به حساب نمی آید، بلکه تجربه ای که ما برای باز کردن جاده. از آنجا که راه خود را هرگز ترک زائران است. حمایت خود را فوری و در نشانه های باور نکردنی از اینکه آیا یک کشاورز راه از دست داده است، به آرامش درختان میوه پس از مایل از خشکسالی، مراقبت های پزشکی دیگر نشان داد زائران به امید عبور از این مناطق حک شده در چهره هایشان است. چهره بشاش از آن دسته از ما در سفر این یازده روز، رفت بیرون هر روز صبح در تاریک، backpackers ها، و با پری که هر چیز دیگری نیاز ندارد، به دنبال فلش زرد رنگ به مرحله بعدی، که در آن چشم انداز و جلسات بیشتر خواهد بود که خستگی یک روز را به مراتب سنگینتر است.
به هیچ وجه یکسان است به عنوان روز قبل است. با وجود تکرار اقدامات، زیبایی آن نهفته است در شرایطی از معمول است. هر روز همان آغاز: پس قبل از طلوع آفتاب صبحانه انرژی، بسته بندی و آماده راه، اغلب با کمک یک چراغ قوه، فلش زرد رنگ پراکنده در امتداد جاده، به دنبال. اما هر چیز دیگری غیر قابل پیش بینی است، و اگر شما خودتان را به جریان حوادث رها کشف چگونگی غنی ساعت یک روز ممکن است. چگونه بسیاری از آزمون، اعم از جسمی و روانی، کسانی که هدایای غیر منتظره. مسافر تلاش خود را می یابد، به تنهایی و یا در شرکت، با تابوهای خود را، درد خود را، گذشته و انتظارات، تجارب مادی و جدا عاطفی، پوچی که مدتها است.
از استعاره های فوق العاده برای زندگی، که همیشه افزایش راه شما را با اعتماد به نفس تنها که در حال حاضر زندگی می کنند روبرو می شوند. که در حال حاضر در حدود یک لبخند، سلام و "دودکش Buen!" را کشیدند در طول راه. و سپس شما احساس می کنید بخشی از یک خانواده بسیار بزرگتر، هر درد فیزیکی روان در پس زمینه به ترک اتاق را برای یک خواست است که توجه ثابت به دیگر قبل از جاده ها است. توجه بلکه اعتماد در کل در پراویدنس، در منابع ناشناخته از بدن شما شروع به صحبت کردن و به او بگویید، در همبستگی خود به خود و عشق است که حاکم است در هر جلسه. از آنجا که جاده ها به تنهایی هرگز و به اشتراک گذاری کل، حتی برای آن فقدان الگوها و اشکال است که ما پشت سر ما ترک.
در حال عریان زائران لباس خود را به تجربه برادری واقعی است. همه کلید دارد با او و در عین حال او همیشه چیزی برای ارائه و دریافت است. وحی برای اولین بار از زائر دقیقا لذت ضروری است، که می شود قابل مشاهده است تنها زمانی که شما شروع به نگاه کردن به یکدیگر با چشم جدید، هوشیار و کنجکاو، نیازهای مشترک و امید بلکه تاریخ خود و فرصتی برای رشد درونی و غنی سازی متقابل.
یکی دیگر از وحی زائر کندی، کشف زمان به دنبال ریتم های بیولوژیکی، گسترش می یابد که در حال حاضر است. شما یاد می گیرند و نه عجله بسر می رسانید، به گوش دادن و جای بدن شما، تنها ابزار شما داشته باشد، بدون ترس از محدودیت و در واقع با تمایل به کشف راه فقط به آنها را قبول و غلبه بر آنها. شما یاد می گیرند برای لذت بردن از انتظار، چشم انداز با تمام آن صداها، بوها و رنگ، تغییرات خود را از نور، خشونت آن لذت ببرید. مهمتر از همه، او می آموزد که در عجله وارد شدن به این نمی شود.
هدف این است که به سانتیاگو، و یا پاسخ به سوالاتی است که هر کدام به ارمغان می آورد. هدف واقعی این است که هر لحظه زندگی می کنید، اندازه گیری عشق ما در این رابطه از سوی دیگر تجربه. شما به سادگی آن است که در حال حاضر در ما، هر جا که سفر زندگی است.
و سپس ...
Buen CAMINO!
مریم مجدلیه Ionata
based on 5 ratings







































































